القاضي سعيد القمي

مقدمه 21

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

بجان آيد از دست طعنه‌زنان * كه خود را ببار است همچون زنان وگر پارسائى سياحت نكرد * سفر كردكانش نخوانند مرد جهان‌ديده را هم بدرند پوست * كه برگشته بخت است وبرگشته كوست گرش حظ از اقبال بودى وبهر * زمانه نراندى ز شهرش بشهر نه از جور مردم رهد زشت‌روى * نه شاهد زنا مردم زشت‌گوى گرت بر كند خشم روزى ز جاى * سراسيمه خوانندت وتيره‌راى وگر بردبارى كنى از كسى * بگويند غيرت ندارد بسى سخى را به اندرز گويند بس * كه فردا دو دستت بود پيش وبس وگر قانعى خويشتن‌دار گشت * به تشنيع خلقي گرفتار گشت وگر بىتكلف زيد مال‌دار * كه زينت بر أهل تميزست عار زبان در نهندش به ايذا چو تيغ * كه بدبخت زر دارد از خود دريغ كه يارد بكنج سلامت نشست * كه پيغمبر از خبث مردم نرست خدا را كه مانند وانباز وجفت * ندارد شنيدى كه ترسا چه گفت رهائى نيابد كس از دست كس * گرفتار را چاره صبرست وبس اين چند سطر مقدمه كتابي است كه يك صوفي در جواب كتاب يك پيشنماز نوشته است جزو كتابهاى مرحوم ميرزا طاهر تنكابني در مجلس موجود است وبراي نمونه كافى است [ مولوى ظاهر مولانا محمد طاهر وقعود مسند قضاى قم با قيام پيشنمازى جمعه كه بر غير معصوم اجتماع ضدين است ] بر أرباب الباب پوشيده نماند كه حضرت مولوى ظاهر مولانا محمد طاهر چون قعود مسند قضاى قم را با قيام پيشنمازى جمعه كه بر غير معصوم اجتماع ضدين است جمع فرموده خواست كه در وحدت مسلك عرفا ومتشرعين حقه تفرقه اندازد لهذا رسايل چند از نظم ونثر در مطاعن عرفا كه صوفيهء حقه‌اند أنشأ نموده وطريق سالكان راه حق را غير جاده شرع دانسته وبرخى بتفسيق قناعت نمىكردند وبا كمال بىشرمى ووقاحت تكفير مىنمودند واز تبعات آن بيمى نداشتند حضرت رسول أكرم مردم را برنج وزحمت داخل اسلام مىكرد